سخنرانی حماسی حاج احمد

خرید بک لینک

برادران! ما وقتى از تهران آمدیم، قول دادیم تا خرمشهر را از دست دشمن نگیریم، باز نگردیم. الان دشمن حالت انفعالى پیدا كرده است. ان شاءاللَّه با انجام مرحله بعدى این عملیات ضربه محكمى به او وارد مى آوریم و با ابتكار عمل در جبهه، كار دشمن را تمام و خرمشهر را آزاد خواهیم كرد.

برادران! تا به حال چندین بار از قرارگاه نصر به تیپ ما دستور داده اند كه بكشید عقب، ولى ما این كار را نكردیم. چون مى دیدیم كه روحیه شما خیلى بالاست و با آن كه هر لحظه امكان دارد ارتش عراق شما را مورد حمله گاز انبرى قرار بدهد، با این حال شما خوب مقاومت مى كنید. دشمن با این همه پاتكى كه كرده، حتى نتوانسته یك قدم جلو بیاید. ما قصد داریم تا چند روز دیگر خرمشهر را آزاد كنیم. شنیده ام بعضى ها حرف از مرخصى و تسویه زده اند. بابا! ناموس شما را برده اند - مقصود حاجى، خرمشهر بود - همه چیز شما را برده اند! شما مى خواهید بروید تهران چه كار كنید؟ همه حیثیت ما این جا در خطر است. شما بگذارید ما برویم با آب اروند رود وضو بگیریم و نماز فتح را در خرمشهر بخوانیم، بعد كه برگشتیم خودم به همه تسویه مى دهم.

الان وضع ما عین زمان امام حسین(علیه السلام) است. روز عاشوراست! بگذارید حقیقت ماجرا را بگویم. ما الان دیگر نیروى تازه نفس نداریم. كل قواى ما در این زمان، فقط همین شماها هستید و دشمن هم از این مسأله اطلاع ندارد.در مرحله بعدى عملیات با استفاده از شما مى خواهیم خرمشهر را آزاد كنیم. مطمئن باشید اگر الان نتوانیم این كار را انجام بدهیم، هیچ وقت دیگر موفق به انجام آن نخواهیم شد.بسیجى ها! شما كه مى گویید اگر ما در روز عاشورا بودیم به امام حسین(علیه السلام) و سپاه او كمك مى كردیم، بدانید، امروز روز عاشوراست.

حاج احمد یك نگاه پر از لطفى به برادران كه اكثراً با سر و صورت و دست و پاى زخمى روبروى او به خط شده بودند كرد و ادامه داد: به خدا قسم من از یك یك شما درس مى گیرم. شما بسیجى ها براى من و امثال من در حكم استاد و معلم هستید. من به شما كه با این حالت در منطقه مانده اید حجتى ندارم. مى دانم كه تعداد زیادى از دوستان شما شهید شده اند. مى دانم بیش از 20 روز است دارید یك نفس و بى امان در منطقه مى جنگید و خسته اید و شاید در خودتان توان ادامه رزم سراغ ندارید. ولى از شما خواهش مى كنم تا جان در بدن دارید، بمانید تا كه شاید به لطف خدا در این مرحله بتوانیم خرمشهر را آزاد كنیم... در آخر صحبت هایش، در حالى كه اشك از چشمانش سرازیر شده بود، گفت: خدایا! راضى نشو كه حاج احمد زنده باشد و ببیند ناموس ما، خرمشهر ما، در دست دشمن باقى مانده. خدایا! اگر بنابراین است كه خرمشهر در دست دشمن باشد، مرگ حاج احمد را برسان!

زمان سخنرانی روز پنج شنبه 30 اردیبهشت سال 61-همزمان با شب آغاز مرحله سوم عملیات الی بیت المقدس/مکان: دارخوین

حلقه ی صالحین حاج احمد متوسلیان(همدان)...

ما را در سایت حلقه ی صالحین حاج احمد متوسلیان(همدان) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 119 تاريخ: پنجشنبه 11 شهريور 1395 ساعت: 17:23

صفحه بندی